X
تبلیغات
سیبدر طلایی

سیبدر طلایی
عتیقه ای تاریخی که باید با شناساندن آن به دنیا ،غبار گمنامی را از چهره اش زودود 
قالب وبلاگ
دوستان عزیز ، هم ولایتی های نازنینم ومیهمانان گرانقدر  :


مقدم شما در ایام نوروز و به ویژه سیزده به در  ( جشن پاسداشت طبیعت ) را به روستای با صفا و خوش آب وهوای

سیبدر  گرامی می داریم . امیدواریم به همه ی شما خوش بگذرد و تندرست وسلامت با خاطراتی خوش به 

مقصدبازگردید حتما مراقب کودکان خود باشیم ،مراعات حال دیگر مهمانان گرامی بنماییم ، از رها کردن شعله

وآتش  روشن  خودداری کنیم و پس ماند وزباله را به طبیعت زیبا نسپاریم . روز آرامی را برایتان آرزو می کنیم .

[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 19:3 ] [ حسین امیدی ]
ز باغ‌ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید
کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید


کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید
تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید


چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید
تو را مه‌مان ناخوانده به روزی صد هزار آید


کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید
چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید


بهار امسال پنداری همی خوش‌تر ز پار آید
وزین خوش‌تر شود فردا که خسرو از شکار آید


بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 0:46 ] [ حسین امیدی ]

این شعر رو از شیخ بهایی شنیدین؟!


آن‌كس كه بداند و بداند كه بداند....اسب شَـرف از گُـنـبـد دوار جـهاند

آن‌كس كه بداند و نداند كه بداند....بیـدار كنیـدش كه بَسی خفتـه نماند

آن‌كس كه نداند و بداند كه نداند....لنگـان خَرك خويش به مقصود رساند

آن‌كس كه نداند و نداند كه نداند...در جــهـــلِ مُركب اَبَدالدّهر بمـاند

***

البت امروز میشه اینجوری هم گفت:


آن کس که بداند و بداند که بداند...باید برود غاز به کنجی بچراند

آن کس که بداند و نداند که بداند...بهتر که رود خویش به گوری بتپاند

آن کس که نداند و بداند که نداند...با پارتی و پولش خرک خویش براند

آن کس که نداند و نداند که نداند...بر پست ریاست ابدالدهر بماند!

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 0:33 ] [ حسین امیدی ]

ادبیات پارسی موجبات مباهات  و تفاخر برای هر فارسی زبان را فراهم آورده ودر این میان شعر ، جایگاه ویژه ای دارد وطنز پردازان شیرین گفتار به حلاوت وجاذبه شعر بسیار افزوده اند و ما به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز از غلامرضا روحانی شعر زیر را آورده ایم . باشد که تحفه ای ناقابل به دوستانم تقدیم کنم .



شب عید است و گرفتار زن خویشتنم                 داد از دست زنم

اوست جفت من و من جفت ملال و محنم             داد از دست زنم

هم کرپ ژرژه ز من خواهد و هم چادر وال              مد و فرم امسال

خود نه شلوار به پایم نه لباسی به تنم                 داد از دست زنم

من نه حاجی فرج آقا و نه حاجی حسنم                داد از دست زنم

مشهدی باقر هیزم شکن امروز زنش                رخت نو کرده تنش

من نه کمتر ز زن باقر هیزم شکنم                   داد از دست زنم

گفتمش از همه شخص لات تر امروز منم                داد از دست زنم

گفت اگر پول نداری ز چه هستی زنده؟                من شدم شرمنده

گفتمش زنده از  آنم که نباشد کفنم                     داد از دست زنم

گفته بودم که نگیرم زن تا گردم پیر                  پدرم گفت بگیر!

گفتم این لقمه بزرگست برای دهنم                    داد از دست زنم

خواست جوراب فرنگی که برایش بخرم                نبود سیم و زرم

وطنی گر بخرم طرد کند از وطنم                        داد از دست زنم

سر جوراب کِرِم معرکه بر پا کردیم                     جنگ و دعوا کردیم

موی من کند و تف افکندبه ریش پهنم                 داد از دست زنم

گشت از خانه ی ما شیون و فریاد بلند                داد و بیداد بلند

مشت زد بر دهنم _ آخ دهنم ، آخ دهنم                  داد از دست زنم!!

غلامرضا روحانی

***

درباره شاعر:

سید غلامرضا روحانی، تفرشی

متولد مشهد ۱۲۷۶/ متوفی تهران ۱۳۶۰٫

شاعر، طنزپرداز، کارمند شهرداری و وزارت دارایی.

آثار: سرودهای روحانی، فکاهیات معاصر، کلیات اشعار و فکاهیات(تهران،۱۳۴۳)

 

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 0:22 ] [ حسین امیدی ]
در این پست قصد داریم دست کمک به سوی دوستان عزیز ، هم روستایی های ارجمند و همه کسانی که می توانند به هر صورتی در جهت آبادانی و پیشرفت سیبدر در زمینه های عمرانی ، اقتصادی  ، علمی  ، فرهنگی و... ما را یاری دهند ، دراز کنیم .

سیبدر به همت دوستان عزیزی که جانانه تلاش کردند از سیاست وکیاست و فراست وسماجت ونفوذ خود بهره

بردند   و تمام زحمات را به جان خریدند تا از تلاشی که کردند نتیجه بگیرند و  همچنین مساعدت کامل دولت

هشتم از نعمت برق برخور دار شد که کار بسیار بزرگی صورت گرفت . وبه تبع آن امکانات و آسایش دیگری هم

فراهم آمد .اما عقب ماندگی تا این حد سزاوار روستای ما نیست !

دهکده ای زیبا ، برخوردار از طبیعت بکر ، آب وهوای بسیار لطیف ، آرامش نشکسته ی لحظاتش و... را شایسته ی

آواز خوانی بوتیمار غم زده ی غربت وتنهایی نیست !؟

سیبدر ما امروز بیشتر از هر زمان دیگر نیاز به همدلی وعزم راسخ برای آبادانیش دارد . نسل نو وآینده ساز

صاحبان نفوذ وسرمایه دستی بالا بزنند تا خانه خویش را کنند آباد .

در حال حاضر اولویت فعالیت های عمرانی آسفالت جاده  است که همیشه در سرما وگرما برای عبور ومرور در

عذابیم . اقدامات اولیه ( نامه نگاری به بخشداری ، فرمانداری و اداره راه ) وبرآورد هزینه از سوی اداره راه صورت

گرفته ونامه درخواست تامیین اعتبار هم صادر شده حال بقیه کارها پی گیری می خواهد . مخصوصا دوستان

پایتخت نشین ....


[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 1:18 ] [ حسین امیدی ]
نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان،[۱] مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.[۲]

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث معنوی، به ثبت جهانی رسیده‌بود.[۳] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.

زمان نوروز

وضعیت تابش خورشید و برابری روز و شب در اعتدال بهاری
نوشتارهای وابسته: مبنای محاسبه نوروز و اعتدال بهاری

جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی لحظه تحویل سال تعیین کننده نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است، چنانچه سال قبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز تحویل شود همانروز نوروز است و در صورتیکه تحویل بعد از ظهر باشد فردای آن نوروز است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.[۵]

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.[۶]

واژهٔ نوروز

واژه نوروز از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است، که برگرفته از اوستایی بوده است. اوستایی آن احتمالاً *𐬥𐬀𐬎𐬎𐬀𐬐𐬀 𐬭𐬀𐬊𐬗𐬀𐬵 navaka raocah باید بوده باشد.[۷]

امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود:[۸]

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.[۹]

در متن‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No، Now، Nov وNew Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده‌است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند.

به باور احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.[۱۰]

نوروز در فارسی میانه /noːg roːz/ بوده است. در فارسی ایران این واژه به صورت [nou̯ɾuːz] (در گفتار عامیانه، [noːɾuːz])، در فارسی افغانستان به صورت [næu̯ɾoːz]، و در فارسی تاجیکی به صورت [næu̯ɾʉz] یا [næu̯ɾɵz] تلفظ می‌شود (تلفظ‌ها به آی‌پی‌ای هستند).

پیشینه

منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست.[۹] برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.[۹] همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده

در اسطوره ها

در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرثبه‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است.[۱۲] پدید آوری نوروز درشاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۹]

جغرافیای نوروز

نوشتار اصلی: جغرافیای جشن نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می‌اندازند.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود.[۲۱]

کردها نیز این جشن ایرانی را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن می‌گیرند؛ در هنگام نوروز، کردها با گردهم‌آیی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار می‌روند. در این گردهم‌آیی‌های نوروزی، زنان کرد لباس‌های رنگین پوشیده و «شال‌های پرزرق و برق» بر سر می‌نهند؛ مردان جوان کُرد نیز پرچم‌های سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه می‌دارند.[۲۰]

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹[۲۲] (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.[۲۳][۲۲]

در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناختشده‌است.[۹] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده‌است

محتویات

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 0:32 ] [ حسین امیدی ]
یادش به خیر ،شب چله خودمان دور هم جمع می شدیم کنار قید کرسی  بزرگتر ها قید بالا کوچکترها قید دامون

بقیه قیدهای چپ وراست، روی کرسی پر از سنجد ومویز وسایه خشک ،مغز بادام وگردو  ، واصل کاری شامین شو

 چله که همان هندوانه دیم کزایی بود که از زمان برداشت تا سب یلدا روی کاه توی کاهدان جاخوش کرده بود حالا با قرب و عزت به جمع صمیمی خانواده ها می آید .

نقالی وقصه گویی لحظات خوش و جذابی را برای خانواده به ویژه ای کودکان ونو جوانان پر می کرد .

[ دوشنبه دوم دی 1392 ] [ 2:15 ] [ حسین امیدی ]


شناسگر رکورد:718298
شماره بازیابی: ۶/۶۲/۳۰/۱/۴۷ج
شماره بازیابی:۶/۶۲/۳۰/۱/۴۷
موضوع کارتن:نهاوند- ملایر - تویسرکان
تاریخ ورود رکورد:20090926per50
زبان اثر:Per(فارسی)
عنوان اصلي:‏‫مالکین و رعایای قریه سیبدر و ملایر شکایت از مالیات اضافی [و عدم توانایی در پرداخت آن]‬
نام عام مواد: [نامه]
تاریخ سند:۱۳۰۵/۱۰/۲۴ تا ۱/۳/۱۳۰۶
نام خاص و کميت اثر:‏‫۸ برگ، ۱ پاکت، ۴ نامه‬‬
مواد همراه اثر:تمبر







[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 7:27 ] [ حسین امیدی ]
چه می گویید ؟
کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این اشک
اشک باغبان پیر رنجور است
که شب ها راه پیموده
همه شب تا
سحر بیدار بوده
تاک ها را آب داده
پشت را چون چفته های مو دو تا کرده
دل هر دانه را از اشک چشمان نور خشیده
تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده
چه می گویید ؟
کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این خون است
خون باغبان پیر
رنجور است
چنین آسان مگیریدش

چنین آسان منوشیدش


شما هم ای خریداران شعر من
اگر در دانه های نازک لفظم
و یاد ر خوشه های روشن شعرم
شراب و شهد می بینید ، غیر از اشک و خونم نیست
کجا شهد است ؟ این اشک است ، این خون است
شرابش از کجا خوانید ؟ این مستی نه
آن مستی است
[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 20:43 ] [ حسین امیدی ]
   آسمان خاكستري 

بس که آدمها به عالم تاختند

رنگها  معنای  خود  را  باختند

گشته پنهان رنگ و روی زندگی

در میان   چادر   آلودگی

آسمان در آرزو، نیلوفری ست

چهرۀ مردم پر از ناباوری ست

شهر ما در هاله ای پنهانی است

چشم ما در پلک ما زندانی است

آسمان تا آبی اش خاکستری ست

قلب ما در سینۀ ما بستری است 

مجتبی کاشانی



[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 20:41 ] [ حسین امیدی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در این وبگاه سعی بر این است که یکی از روستا های شهرستان ملایر را به این نام به شمامعرفی کنیم .مشاهیر،بزرگان،نویسندگان وهنرمندان و...شناسایی کنیم.چون این منطقه با آن که هنوز چهره ی چند صد ساله خود را حفظ کرده ودارای استعداد های درخشانی است هم چنان ناشناخته مانده است لذا ازهمه ی عزیزانی که می توانند یاری گر ما در این راه باشند دعوت می کنیم با ارسال مطالب خود در پیشبرد این وبلاگ مرا رهنمون باشند.این وب هراز گاهی موضوعات ادبی-تاریخی وهنری را نیز در خود جای می دهد.
لینک های مفید
امکانات وب